خرید بک لینک
برای تو می نویسم... برای چشم هایت...برای زخم ها و کبودی صورتت...برای غم و اندوهی که در جانت نشسته. برای جای خالی پدر و مادرت و خانواده ات. برای تمام کودکان این سال های رنج. کاش می توانستم برایت کاری کنم. کاش میشد برای تمام کودکان این دنیای بی رحم کاری کرد.

#بثینه_دخترم

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:24  توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکنکه باد صبح نسیم گره گشا آوردرسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی بادبنفشه شاد و کش آمد سمن صفا آوردصبا به خوش خبری هدهد سلیمان استکه مژده طرب از گلشن سبا آوردعلاج ضعف دل ما کرشمه ساقیستبرآر سر که طبیب آمد و دوا آوردمری

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

کمی به خودم دلداری می دهم و خودم را دعوت به آرامش میکنم.تمام خلسه و سکوت شب ها...مال من می شود.جغد می شوم و شب ها را زندگی می کنم. گوش می دهم...می نویسم... و حالم خوب می شود اما خودم نه.
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:42  توسط زن |

برچسب: نویسنده: علی عباسی تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1396 ساعت: 10:23

صفحه بندی